پرشین وبلاگ لیست وبلاگ های فارسی قالب های وبلاگ
شفق 82
دیگه ده مثل قدیم نیست!

سلام

خیلی وقت بود که دلم می خواست وبلاگم رو به روز کنم. کلی حرف داشتم و دارم اما چند روزه که تا میام صفحه وبلاگم رو باز می کنم نمی دونم باید چی بنویسم! حس خوبی ندارم این روزها مثل خیلی از مردم دیگه! شاید هوای گل آلوده تهران هم این حس رو مضاعف کرده!نگران

این چند روز دارم مدام شعری از زنده یاد احمد شاملو رو با خودم زمزمه می کنم!

احساس می کنم بخش هایی از این شعر واقعا با حال و هوای این روزهای خیلی از ما همخونی داره!

...

نه امیدی! چه امیدی؟ به خدا حیف امید

نه چراغی! چه چراغی؟ چیز خوبی میشه دید؟

نه سلامی! چه سلامی؟ همه خون تشنه هم!

نه نشاطی! چه نشاطی؟ مگه راهش میده غم؟

داش آکل، مرد لوطی ، ته خندق تو قوطی!

                            توی باغ بی بی جون، جمجمک، برگ خزون!

دیگه ده مثل قدیم نیست که از آب در می گرفت!

باغاش انگار، باهارا از شکوفه گر می گرفت!

آب به چشمه! حالا رعیت سر آب خون می کنه!

                            واسه چار چیکه ی آب، چل تا رو بی جون می کنه!!

نعشا می گندن و می پوسن و شالی می سوزه!

پای دار قاتل بیچاره همون جور تو هوا چش می دوزه!

چی می جوره تو هوا؟ - رفته تو فکر خدا!

نه برادر! تو نخ ابره که بارون بزنه! شالی از خشکی درآد، پوک نشا دون بزنه!

اگه بارون بزنه آخ! اگه بارون بزنه...خیال باطل

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۸ - شفق