پرشین وبلاگ لیست وبلاگ های فارسی قالب های وبلاگ
شفق 82
تقاطع

زندگی هر کس در تقاطعی به آدم های دور و برش گره می خورد و بعد ناگهان یکی از آن آدمها برایش پررنگ می شود و جای عمیق تری در زندگی او پیدا می کند...

اما افسوس که گاهی برخوردهای تقاطع زندگی آدمها در زمان درستش اتفاق نمی افتند و آنوقت همه چیز...

گفت نمی خوام نصیحتت کنم! می ترسم! تو همه حرف های توی دل آدم رو می خونی...

من ولی اینقدر توی دلم آشوب بود که نمی تونستم ببینمش تا بخونم! خوندنش واسم مهم هم نبود! فکرم یه جای دیگه بود

گفت هر وقت باهات حرف می زنم احساس می کنم تکیه دادی به تخته سیاه و داری به حرف شاگردت گوش می دی و تو دلت می خندی که...

ناخودآگاه حرفش رو قطع کردم و گفتم تخته سفید!!!!

بعد توی دلم به خودم گفتم کاش آدمها اینقدر سفید نباشن که توقف توی تقاطع های زندگی دودی شون کنه!  خنده ام گرفت! از اون که روبروم بود! سفید سفید! سفیدیش چشمم رو اذیت می کرد! فکر کردم زمان خیلی مهمه! چرا هیچ چیز تو زمان خودش اتفاق نمی افته!

لباسم رو از گچ روی تخته سیاه پاک کردم و رفتم...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٩ - شفق

سال نو

سلام دوستانقلب

سال نو همگی مبارک

با خوبی ها و بدی ها، هر آنچه که بود، برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد و رد پای زمان بر چهره ما!

روزهای عمرتان بهاری و سبزی بهارتان جاودانه باد!

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٩ - شفق